چین+۱: آیا خریداران آلمانی واقعاً زنجیرههای تأمین را تغییر میدهند؟
فهرست مندرجات
تعویض

معرفی
«چین+۱» آنقدر مدت زیادی است که وجود دارد که میتواند به یک کلیشه تبدیل شود. این استراتژی آنقدر در اتاقهای هیئت مدیره و گزارشهای مشاورهای مورد بحث قرار میگیرد که اجرای واقعی آن گاهی اوقات در بحثها گم میشود. نکته اصلی ساده است: کسبوکارها باید حداقل یک کشور دیگر را به زنجیره تأمین خود اضافه کنند تا بیش از حد به یک زنجیره تأمین مستقر در چین متکی نباشند. آنچه قبلاً یک طرح پشتیبان بود، اکنون به دلیل جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین، همهگیری کووید-۱۹ و تنشهای ژئوپلیتیکی مداوم، به یک ضرورت استراتژیک اعلام شده تبدیل شده است.
آلمان در میانهی این بحث در جایگاه عجیبی قرار دارد. این کشور اروپایی بیشترین ارتباط را با چین دارد. این کشور نه تنها کالاهای ساخت چین را خریداری میکند، بلکه کالاهای سرمایهای صنعتی نیز میفروشد، سرمایهگذار بزرگی در چین است و صنایع بزرگی (خودرو، مواد شیمیایی، ماشینآلات) دارد که وابستگی عمیق و چند دههای به زنجیرههای تأمین و تقاضای چین ایجاد کردهاند. بنابراین، وقتی موضوع ریسکزدایی و تنوعبخشی مطرح میشود، مهم است که به این سوال که آیا خریداران آلمانی واقعاً در حال مهاجرت هستند و فقط در مورد مهاجرت صحبت نمیکنند، پاسخی مبتنی بر داده دریافت کنیم.
این مقاله به بررسی شواهد سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ میپردازد. پاسخ پیچیدهتر از داستان «صنعت آلمان در چین گیر کرده است» یا داستان «همه در حال مهاجرت به ویتنام و هند هستند» است. هر دو تا حدودی درست هستند و بینش واقعی در مورد زنجیره تأمین از دانستن تفاوت بین این دو حاصل میشود.
میزان وابستگی آلمان به چین
قبل از تلاش برای فهمیدن اینکه آیا تغییری در حال رخ دادن است یا خیر، تعیین یک خط مبنا مهم است. چین بزرگترین شریک وارداتی آلمان است که حدود 10.9 درصد از کل واردات آلمان یا حدود 160 میلیارد یورو در سال را تشکیل میدهد. این تمرکز حتی در بخش تولید نیز قویتر است، جایی که چین قطعات الکترونیکی و الکترومکانیکی، قطعات دقیق و کالاهای صنعتی واسطهای زیادی را وارد میکند. تنها در صنعت خودروسازی آلمان، زنجیره تأمین از قطعات سیمکشی اولیه گرفته تا سلولهای باتری پیشرفته، در معرض قطعات چینی قرار دارد.
بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، واردات آلمان از چین بیش از ۴۰ درصد افزایش یافت. و روابط تجاری دوجانبه همچنان از نظر ساختاری قابل توجه است: در سال ۲۰۲۵، کل تجارت چین و آلمان به ۱.۵۱ تریلیون یوان (تقریباً ۲۱۷.۸ میلیارد دلار) رسید که نسبت به سال قبل ۵.۲ درصد افزایش یافته است. چین در آن سال جایگاه خود را به عنوان بزرگترین شریک تجاری آلمان، جایگاهی که از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۳ داشت و سپس در سال ۲۰۲۴ برای مدت کوتاهی توسط ایالات متحده تصاحب شد، دوباره به دست آورد. محصولات مکانیکی و الکتریکی به تنهایی ۷۰.۸ درصد از حجم تجارت دوجانبه را در سال ۲۰۲۵ تشکیل میدادند.
| شاخص | دادهها / وضعیت |
| سهم چین از واردات آلمان (۲۰۲۴) | حدود ۱۰.۹٪ از کل واردات، تقریباً ۱۶۰ میلیارد یورو |
| تجارت دوجانبه آلمان و چین (۲۰۲۵) | ۱.۵۱ تریلیون یوان (حدود ۲۱۷.۸ میلیارد دلار)؛ ۵.۲ درصد افزایش نسبت به سال گذشته |
| رتبه چین به عنوان شریک تجاری آلمان (2025) | بزرگترین شریک تجاری، پس از یک سال وقفه دوباره به دست آمد |
| سرمایهگذاری مستقیم خارجی آلمان در چین (ژانویه-نوامبر 2025) | به بالاترین حد ۴ ساله رسید |
| نظرسنجی اتاق بازرگانی آلمان: شرکتهایی که در چین میمانند (2024/25) | ۹۲٪ قصد دارند به فعالیت خود در چین ادامه دهند |
| شرکتهای آلمانی در حال برنامهریزی برای افزایش سرمایهگذاری در چین هستند | حدود ۵۱٪ در طول دو سال آینده؛ ۸۷٪ به رقابتپذیری اشاره میکنند |
سرمایهگذاری آلمان در چین همزمان رکوردها را شکسته است. در نیمه اول سال 2024، سرمایهگذاری مستقیم خارجی آلمان در چین به 7.3 میلیارد یورو رسید - سرعتی که آلمان را مسئول تقریباً 65 درصد از کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی اتحادیه اروپا در چین از سال 2022 تا اواسط 2024 کرد. در ماههای بعد، این رقم بسیار بیشتر شد. در نوامبر 2025، کارخانه تولیدی یکپارچه عظیم BASF در ژانجیانگ، گوانگدونگ، که بزرگترین سرمایهگذاری این شرکت در جهان است، تولید اولین کالاهای اصلی خود را آغاز کرد. مرسدس بنز 2 میلیارد دلار برای ساخت خودروهای برقی جدید فقط برای چین سرمایهگذاری کرد. فولکس واگن سهام بیشتری در XPeng خریداری کرد. کانتیننتال 16 میلیون یورو برای یک مرکز تحقیق و توسعه جدید در چینگدائو سرمایهگذاری کرد.
آلمان از چین فاصله نمیگیرد، حداقل وقتی به جریان سرمایه نگاه میکنید، اینطور نیست. بزرگترین شرکتهای صنعتی در آلمان، اگر نگوییم هیچ، در حال دو برابر کردن سرمایهگذاریهای خود بودهاند. نظرسنجی اعتماد تجاری ۲۰۲۴/۲۰۲۵ اتاق بازرگانی آلمان در چین نشان داد که ۹۲ درصد از شرکتهای عضو میخواهند به تجارت در آنجا ادامه دهند. حدود نیمی از این شرکتها قصد دارند در دو سال آینده سرمایهگذاری بیشتری انجام دهند.
چرا چین+۱ در هر صورت در حال جذب مخاطب است؟
میتوان این تناقض را توضیح داد. شرکتهای بزرگ آلمان میتوانند همزمان پول زیادی را در چین خرج کنند و ظرفیت عرضه را در جاهای دیگر توسعه دهند. اما برای گروه بزرگتری از شرکتهای متوسط آلمانی، به ویژه تولیدکنندگان کوچک و متوسط که ستون فقرات اقتصاد آلمان هستند، اقتصاد محدودتر است. و در میان این گروه از شرکتها، که درآمدی بین ۵۰ تا ۵۰۰ میلیون یورو دارند و اغلب کالاها را فقط از یک کشور تأمین میکنند، تفکر چین+۱ بیشترین تأثیر مستقیم را بر نحوه انجام امور دارد.
عوامل محرک شناخته شده هستند، اما در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ قویتر شدهاند. تصمیم اتحادیه اروپا برای وضع تعرفه بر خودروهای برقی ساخت چین در اکتبر ۲۰۲۴، گامی بزرگ در جهت تنشهای تجاری بود. با افزایش قیمتهای اولیه تأمینکنندگان چینی، تا حدودی به دلیل قیمتگذاری صادراتی تحریکشده توسط دولت و تا حدودی به دلیل لجستیک غیرقابلپیشبینی، تیمهای تدارکات توجه بیشتری به مدلسازی هزینه کل نسبت به هزینه واحد دارند. و خطر تایوان - احتمال، هرچند زمان آن هنوز مشخص نیست، رویارویی که ممکن است تولید را در زنجیرههای تأمین شرق آسیا متوقف کند - از یک تمرین فکری ژئوپلیتیکی به چیزی تبدیل شده است که باید در اتاق هیئت مدیره در مورد آن صحبت شود.
همچنین زاویه تهدید رقابتی وجود دارد که در مذاکرات زنجیره تأمین به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد. اتاق بازرگانی از هر دو شرکت آلمانی پرسید و همه آنها گفتند که یک شرکت چینی ظرف پنج سال نوآورترین شرکت در حوزه خود خواهد بود. این یک ریسک در بازار است، نه فقط در منبعیابی. شرکتهایی که مجبورند با شرکتهای چینی که در حال پر کردن شکاف فنی در زمینههایی مانند حسگرها، نرمافزارها و کنترلکنندههای دامنه هستند، رقابت کنند، دلیلی برای محدود کردن مواجهه مالی خود با زنجیرههای تأمین چینی دارند، حتی اگر در بازار چین نیز رقابت کنند.
«+۱» واقعاً به کجا میرود؟
وقتی خریداران آلمانی به دنبال منابع مختلف هستند، مکانهایی که به آنجا میروند همیشه یکسان نیست و به کالاها بستگی دارد. ویتنام اکنون محبوبترین مکان برای مونتاژ لوازم الکترونیکی، منسوجات و سایر اقلام مصرفی است. بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، واردات بردهای مدار چاپی آلمان از ویتنام ۶۵۵ درصد افزایش یافت و از ۴۳۰ هزار دلار به ۳.۲ میلیون دلار رسید. واردات بردهای مدار چاپی از تایلند در همین مدت ۲۴ درصد افزایش یافت. این اعداد در مقایسه با مقادیر وارد شده از چین هنوز ناچیز هستند، اما روند آن آشکار است.
| کشور تأمینکننده | واردات PCB آلمان در سال 2015 | واردات PCB آلمان در سال 2023 | تغییر دادن |
| تایلند | 68 میلیون دلار | 85 میلیون دلار | + 24٪ |
| ویتنام | 0.43 میلیون دلار | 3.2 میلیون دلار | + 655٪ |
| چین | غالب | همچنان غالب | به طور کلی پایدار است اما سهم تحت بررسی دقیق است |
جایگاه هند به عنوان یک جایگزین، به ویژه در زمینههای داروسازی، سختافزار فناوری اطلاعات و برخی منسوجات، بسیار افزایش یافته است. پیشنهاد اپل برای انتقال ۱۵ تا ۲۰ درصد از تولید آیفون به هند و ویتنام تا سال ۲۰۲۶، با بیش از ۱ میلیارد دلار سرمایهگذاری در بخش تولید هند، توجه را به قابلیتهای رو به رشد این کشور جلب کرده است، اگرچه عمق کلی زنجیره تأمین هنوز به خوبی چین نیست. هند در برخی زمینهها برای مدیران تدارکات آلمان جذابتر است زیرا در چارچوب دسترسی ترجیحی به تجارت اتحادیه اروپا، پیشبینیپذیری نظارتی ارائه میدهد.
با این وجود، مالزی و خوشه نیمههادیهای آن برای شرکتهای الکترونیک و اتوماسیون صنعتی آلمان مهم هستند. مردم بیشتر و بیشتر اندونزی را به عنوان مکانی برای ساخت چیزهایی که به منابع زیادی نیاز دارند و تأمین قطعات خودرو در نظر میگیرند. تایلند دارای یک اکوسیستم خودروسازی قدیمی است که سالانه بیش از دو میلیون دستگاه خودرو تولید میکند. این امر، آن را به مکانی معقول برای تأمینکنندگان خودرو آلمانی تبدیل میکند تا به دنبال مکانهایی برای رشد ظرفیت منطقهای در خارج از چین باشند. مکزیک عمدتاً برای زنجیرههای تأمین مستقر در ایالات متحده مهم است، اما اکنون به موضوعی برای گفتگو در کسبوکارهای آلمانی تبدیل شده است، زیرا نزدیکسازی، نحوه تفکر مردم در مورد لجستیک جهانی را تغییر میدهد.
| کشور محل اقامت | بخشهای کلیدی | میانگین دستمزد تولیدی در مقابل چین | ریسک کلیدی |
| ویتنام | لوازم الکترونیکی، منسوجات، کفش | حدود ۵۰٪ از چین | قرار گرفتن در معرض تعرفههای ایالات متحده (44 تا 49 درصد در سال 2025 تهدید میشود)؛ بررسی دقیق حمل و نقل کالاهای چینی |
| هندوستان | داروسازی، سختافزار فناوری اطلاعات، منسوجات | حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از چین | شکافهای زیرساختی؛ محیط نظارتی پیچیده |
| مالزی | نیمهرساناها، الکترونیک | حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از چین | نیروی کار کمتر؛ بررسی دقیق ضد دور زدن تحریمها توسط ایالات متحده در مورد نیمهرساناها |
| اندونزی | منسوجات، خودرو، منابع | حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از چین | زیرساختها، الزامات محتوای محلی |
| تایلند | خودرو، الکترونیک، فرآوری مواد غذایی | حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از چین | ریسک بیثباتی سیاسی؛ تعرفه متقابل ۳۴ درصدی ایالات متحده (۲۰۲۵) |
| مکزیک | قطعات خودرو، لوازم الکترونیکی (فروش نزدیک به محل) | حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از چین | عمق صنعتی محدود به نسبت مقیاس؛ سیاستهای تجاری ایالات متحده و مکزیک |
پیچیدگی: آسهآن هنوز مستقل نیست
یک مشکل عمده در داستان «چین+۱ پاک» این است که بسیاری از اقلامی که از ویتنام و دیگر قطبهای جنوب شرقی آسیا خارج میشوند، هنوز به طور قابل توجهی به ورودیهای چینی متکی هستند. صادرات الکترونیک ویتنام که از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت و در سال ۲۰۲۵ ۴۸ درصد افزایش یافت، عمدتاً از قطعاتی تشکیل شده است که از چین میآیند. فاکسکان، اینتل و سامسونگ همگی پول زیادی را صرف عملیات در ویتنام کردهاند، اما چین هنوز بیشتر مواد و قطعات بالادستی را تأمین میکند. یک تحلیلگر صریحاً بیان کرد: شرکتها در حال جابجایی مونتاژ هستند، نه زنجیره تأمین.
این تنش توسط سیاستهای تجاری ایالات متحده کاملاً آشکار شده است. تحقیقات ضد دور زدن تحریمها در مورد مشاغل خورشیدی و آلومینیوم متعلق به چین در ویتنام و تایلند، پیامی را برای شرکتهایی که از آسهآن به عنوان راهی برای دور زدن چین به جای یک جایگزین واقعی استفاده میکنند، ارسال کرده است. وقتی خریداران آلمانی به فکر تأمین کالا از ویتنام یا مالزی هستند، باید به چیزی بیش از هزینههای فعلی واردات فکر کنند. آنها همچنین باید در مورد مسیر نظارتی فکر کنند، به ویژه اینکه آیا مقامات گمرکی اتحادیه اروپا یا ایالات متحده ممکن است کالاهایی را که عمدتاً از مواد اولیه چینی ساخته شدهاند، به عنوان کالاهایی با منشأ چینی در نظر بگیرند.
واقعیت موجود: شرکتهای بزرگ آلمانی واقعاً چه میکنند؟
به نظر میرسد که بزرگترین شرکتهای صنعتی آلمان همگی از یک طرح پیروی میکنند: آنها در حال گسترش فعالیتهای خود در چین برای پاسخگویی به تقاضای آنجا هستند، در حالی که به طور گزینشی ظرفیتهایی را در خارج از چین برای پاسخگویی به تقاضای آنجا توسعه میدهند. این اغلب «چین برای چین» نامیده میشود، که یک رویکرد محلیسازی است که با اطمینان از اینکه آنها میتوانند به تنهایی کار کنند، از فعالیتهای چینی در برابر مشکلات ژئوپلیتیکی محافظت میکند. در عین حال، میزان کالاهای آلمانی که از طریق تأسیسات چینی عبور میکنند را کاهش میدهد.
| شرکت | بخش | اقدام اخیر چین | فعالیت متنوعسازی |
| فولکس واگن | خودرو | سرمایهگذاری ۷۰۰ میلیون دلاری در XPeng؛ توسعه مشترک ۲ خودروی برقی برای سال ۲۰۲۶ | بررسی مجمع آسهآن برای بازارهای غیرچینی |
| BASF | مواد شیمیایی | تأسیسات یکپارچه ژانجیانگ، تولید خود را در نوامبر 2025 آغاز کرد. | ردپای تولید جهانی را حفظ میکند |
| مرسدس بنز | خودرو | سرمایهگذاری ۲ میلیارد دلاری در مدلهای خودروهای برقی مخصوص چین (۲۰۲۵-۲۰۲۷) | سرمایهگذاری مشترک هند برای بازار محلی |
| قارهای | قطعات خودرو | مرکز تحقیق و توسعه ۱۶ میلیون یورویی در چینگدائو (۲۰۲۴-۲۰۲۵) | منبعیابی گزینشی آسیای جنوب شرقی برای تأمین کالاهای غیرچینی |
| INFINEON | نیمه هادی ها | تعمیق مشارکتهای چین | کارخانه مالزی همچنان قطب اصلی تولید غیرچینی است |
| بوش | صنعتی | دو برابر شدن عرضه از چین برای تولیدکنندگان اصلی تجهیزات چینی | گسترش پایگاه تولیدی هند |
بوش و زد اف فریدریشهافن، دو تا از بزرگترین تامینکنندگان قطعات خودرو در آلمان، همزمان کسب و کار خود را در چین و توانایی خود را برای تامین قطعات خارج از چین افزایش دادهاند. ایده این است که تولیدکنندگان اصلی تجهیزات چینی، که در حال افزایش تسلط بر بازار در سراسر جهان هستند و شروع به صادرات از چین کردهاند، به مشتریان مهمتری برای تامینکنندگان رده اول آلمانی تبدیل میشوند. برای خدمت به آنها، باید در چین باشید. اما برای خدمت به تولیدکنندگان اصلی تجهیزات اروپایی یا آمریکای شمالی که ریسکهای خود را نیز کاهش میدهند، به گرههای زنجیره تامین در خارج از چین نیاز دارید. بنابراین، همان تامینکننده آلمانی میتواند در سوژو بزرگتر شود و همچنین یک تامینکننده جدید در پونا پیدا کند.
هرمان سیمون، اقتصاددان آلمانی که ایده قهرمانان پنهان را مطرح کرد، این موضوع را اینگونه بیان میکند: سرمایهگذاری چین، به ویژه در تحقیق و توسعه، نشان میدهد که آنها واقعاً برای تواناییهای رهبران صنایع کوچک و متوسط آلمان ارزش قائل هستند، نه اینکه آنها در روشهای خود گیر کردهاند. او در سفری به خبرگزاری شینهوا در مارس 2025 گفت: «چین نه تنها در نوآوریها پیشرفت میکند، بلکه در بسیاری از بخشها پیشرو است.» این بدان معناست که شرکتهایی که سرمایهگذاریهای سنگین خود را در چین حفظ میکنند، از ریسک اجتناب نمیکنند؛ آنها تصمیم میگیرند که هزینه عدم مشارکت بیشتر از هزینه حفظ مشارکت است.
«خستگی از تنوعبخشی»: چرا برخی از شرکتهای آلمانی از طرح +1 عقبنشینی میکنند
یکی از جالبترین اطلاعات حاصل از مطالعه اخیر، چیزی است که گروه رودیوم آن را «خستگی ناشی از تنوع» در میان رهبران تجاری آلمان نامیده است. پس از بررسی بازارهای دیگر در چند سال گذشته، بسیاری از رهبران تجاری آلمان به این نتیجه رسیدند که هیچ کشور دیگری نمیتواند از نظر هزینهها، عمق زنجیره تأمین، زیرساختهای لجستیکی و اکوسیستم صنعتی با چین رقابت کند. برخی از شرکتهایی که طرحهای آزمایشی China+1 را در ویتنام یا هند آغاز کردند، پس از اینکه متوجه شدند کیفیت، زمان تحویل یا در دسترس بودن قطعات به استانداردهای مورد انتظار مشتریانشان نرسیده است، بیسروصدا آنها را کاهش دادهاند.
این موضوع در مورد همه محصولات صادق نیست؛ این موضوع بسته به نوع محصول و جایگاه خریدار در زنجیره ارزش، بسیار متفاوت است. یک فروشگاه لباس آلمانی که پارچه میخرد، واقعاً میتواند محصولات چینی را با محصولات ویتنامی یا بنگلادشی جایگزین کند. یک شرکت آلمانی که ابزارآلات ماشینی تولید میکند و به ریختهگری دقیق یا قطعات با تلرانس بالا نیاز دارد، گزینههای بسیار کمتری دارد که بتواند با قیمت مناسب، نیازها را برآورده کند. هرچه قطعه ساخته شده پیچیدهتر باشد، فروشندگان غیر چینی کمتری میتوانند آن را ارائه دهند.
وضعیت ژئوپلیتیکی نیز به گونهای تغییر کرده است که روایت داستان سادهی ریسکزدایی را دشوارتر میکند. در سال ۲۰۲۴، اولاف شولتز، صدراعظم آلمان، به پکن رفت. از آن زمان، جانشین او تجارت را به عنوان محور اصلی سیاست خارجی حفظ کرده است. برخی از اقتصاددانان آلمانی حتی شروع به نامیدن چین به عنوان شریک تجاری قابل اعتمادتر کردهاند، که عجیب است زیرا استراتژی تجاری ۲۰۲۵ دولت ترامپ، تعرفههای ایالات متحده را غیرقابل پیشبینی کرده و مشارکتهای تجاری ایالات متحده را ناپایدار جلوه داده است. استراتژی زنجیره تأمین در خلاء سیاسی کار نمیکند. از آنجا که سیاست تجاری ایالات متحده ناپایدار است، برخی از خریداران آلمانی تمایل کمتری به ایجاد زنجیرههای تأمین همسو با ایالات متحده دارند.
مدیریت گذار: آنچه شرکای لجستیک برای اجرای China+1 به ارمغان میآورند
برای کسبوکارهایی که از برنامهریزی به انجام عملی کاری در چین+۱ رسیدهاند، بخش لجستیک جایی است که بیشترین ریسک را دارد. وقتی کالایی را از چین و ویتنام یا چین و هند دریافت میکنید، حمل و نقل و گمرک پیچیدهتر میشود. شما باید با چندین بارنامه، چارچوبهای انطباق مختلف، چرخههای طولانیتر احراز صلاحیت تأمینکننده و مقایسه هزینهها به ازای هر واحد در گزینههای مختلف حمل و نقل سروکار داشته باشید.
شرکت حمل و نقل تاپوی، که از سال ۲۰۱۰ فعالیت خود را آغاز کرده و در شنژن مستقر است، شرکت خود را دقیقاً در همین نقطه تأسیس کرده است. تیم مؤسس این شرکت بیش از ۱۵ سال تجربه در لجستیک بینالمللی و ترخیص کالا از گمرک، با تمرکز بر حمل و نقل از چین، دارد. آنها در راهحلهای لجستیک تجارت الکترونیک فرامرزی متخصص هستند. برای شرکتهایی که از استراتژیهای تأمین منابع چند مبدأیی استفاده میکنند، مانند انتقال کالاهای نهایی از یک تأمینکننده چینی و در عین حال توسعه یک جایگزین ویتنامی، یا مواجهه با اوج تقاضای فصلی که به ترکیبی از حمل و نقل هوایی، ریلی و دریایی نیاز دارند، تاپوی از تداوم عملیاتی و دانش انطباق با الزامات مورد نیاز برای تأمین منابع چند کشوری برخوردار است.
خدمات تاپوی کل زنجیره لجستیکی، از اولین مرحله حمل و نقل از کارخانه یا انبار داخلی تا بندر مبدا و خارج از کشور را پوشش میدهد. انبارداری از مراکز توزیع مهم در اروپا و آمریکای شمالی، تا ترخیص گمرکی در مبدا و مقصد، و در نهایت تحویل در آخرین مایل. این شرکت همچنین خدمات حمل و نقل دریایی انعطافپذیر FCL (بار کامل کانتینر) و LCL (بار کمتر از کانتینر) را از چین به بنادر اصلی در سراسر جهان ارائه میدهد. این امر به ویژه برای واردکنندگانی که حجم سفارش آنها از چین کاهش زیادی نداشته است، اما ترکیب سفارشات آنها تغییر کرده است - سفارشهای کوچکتر و مکررتر با سختتر شدن مدیریت موجودی - مفید است. برای مشتریان آلمانی که واقعاً میخواهند یک پایگاه تأمین چین+۱ را مدیریت کنند، داشتن یک شریک لجستیکی که اطلاعات زیادی در مورد نحوه کار در چین دارد - به جای کسی که چین را فقط به عنوان یک جغرافیا در میان جغرافیاهای بسیار میبیند - به آنها یک مزیت عملیاتی واقعی میدهد.
خریداران آلمانی واقعاً باید چه کاری انجام دهند؟
پاسخ صادقانه این است که چین+۱ یک راهحل یکسان برای همه نیست. این چارچوبی است که باید برای هر دسته با در نظر گرفتن بلوغ زنجیره تأمین هر محصول در کشورهای دیگر، تمایل خریدار برای پذیرش ریسک انتقال و ساختار هزینه کالای مورد نظر استفاده شود. تیمهای تدارکاتی که از یک سیستم امتیازدهی ریسک-وزندهیشده برای مقایسه تمام امکانات تأمین خود استفاده میکنند، به جای اینکه صرفاً سعی کنند «چین را به X٪ کاهش دهند»، تمایل دارند روشهای مفیدتری را برای انجام کارها کشف کنند.
تنوع فعال برای محصولاتی که ویژگیهای مشترک خاصی دارند، بهترین عملکرد را دارد: مونتاژ آنها به نیروی کار زیادی نیاز دارد (که آربیتراژ دستمزد را مرتبط میکند)، نسبتاً پیچیده هستند اما کاملاً به خوشههای صنعتی چین وابسته نیستند و در معرض خطر تعرفهها چه در بازار نهایی و چه در مسیر لجستیک خود قرار دارند. منسوجات، مونتاژ لوازم الکترونیکی مصرفی، برخی قطعات پلاستیکی، مبلمان و قطعات الکتریکی مرسوم، همگی در این دسته قرار میگیرند. جایگزینهای ویتنام، هند و مالزی به اندازه کافی بالغ هستند که از استراتژیهای تأمین منابع قابل توجه در این مناطق پشتیبانی کنند.
برای کالاهایی که به اکوسیستمهای صنعتی عمیق چین وابسته هستند، مانند ریختهگری دقیق، مواد شیمیایی تخصصی و الکترونیک پیشرفته، که عمق عرضه چین در کوتاهمدت تا میانمدت واقعاً غیرقابل جایگزین است، رویکرد عملیتر، مهندسی تابآوری در داخل چین است. این به معنای ایجاد ذخایر احتیاطی، واجد شرایط کردن تأمینکنندگان ثانویه چینی، تنوعبخشی در پایگاه تولیدی منطقهای خود چین و ساختاردهی قراردادها برای اطمینان از مشخص بودن قیمتها در هنگام اختلالات است. همانطور که بسیاری از تحلیلگران اشاره کردهاند، بازسازی این زنجیرههای تأمین در خارج از چین سالها طول میکشد و چندین برابر بیشتر از آنچه اکنون هزینه دارد، هزینه خواهد داشت. شما باید این بدهبستان را صادقانه انجام دهید، نه اینکه صرفاً آن را نادیده بگیرید.
نتیجه
آیا خریداران آلمانی واقعاً زنجیرههای تأمین خود را تغییر میدهند؟ پاسخ این است: گزینشی، هدفمند و با ثباتی بسیار کمتر از آنچه داستان اصلی میگوید. شرکتهای بزرگ آلمانی در حال سرمایهگذاری بیشتر در چین هستند و همزمان ظرفیت غیرچینی خود را افزایش میدهند. این یک تناقض نیست؛ بلکه راهی برای محافظت از خود در هر دو بازار است. شرکتهای کوچک و متوسط در حال گسترش به حوزههای خاصی هستند که در حال حاضر گزینههای خوبی در آنها وجود دارد، اما تلاش برای تنوعبخشی در حوزههایی که هنوز هیچ گزینه خوبی وجود ندارد را متوقف کردهاند. و تعداد قابل توجهی از رهبران تجاری آلمان به این نتیجه رسیدهاند که هیچ گزینه دیگری، ترکیب اندازه، عمق اکوسیستم و لجستیک قابل اعتماد چین را ارائه نمیدهد - حداقل هنوز نه.
نحوه تفکر ما در مورد مسائل واقعاً در حال تغییر است. خریداران آلمانی قبلاً چین را به عنوان یک نکول بلامنازع میدیدند، اما اکنون آنها به طور فعال این سوال را مطرح میکنند. این یک تغییر است، حتی اگر اقدامی که در پی آن میآید کوچک باشد. زنجیرههای تأمینی که در ویتنام، هند و مالزی در حال حاضر در حال ساخته شدن هستند، اولین گامها به سوی تغییری هستند که ده سال طول خواهد کشید، نه سه ماه. افزایش ۶۵۵ درصدی واردات PCB آلمان از ویتنام بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ یک نشانه است، اما هنوز یک تغییر اساسی نیست.
برای شرکتهای لجستیک، تولیدکنندگان و تیمهای تدارکاتی که در این محیط کار میکنند، مهمترین مهارت، انتخاب یک نتیجهی مشخص در آینده - تسلط چین یا صعود آسهآن - نیست، بلکه توانایی کار در هر دو حالت است، زیرا تعادل به آرامی و غیرقابل پیشبینی تغییر میکند. این جایی است که کار زنجیره تأمین برای چند سال آینده انجام خواهد شد.
سوالات متداول
Q: استراتژی چین+۱ دقیقاً چیست؟
A: چین+۱ روشی است که در آن حداقل یک کشور دیگر، معمولاً ویتنام، هند، مالزی، اندونزی یا مکزیک، به ترکیب تأمینکنندگان اضافه میشود تا استحکام زنجیره تأمین تقویت و ریسک ژئوپلیتیکی کاهش یابد.
Q: آیا شرکتهای آلمانی واقعاً در سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ وابستگی خود به چین را کاهش میدهند؟
A: نه همه آنها. بزرگترین شرکتهای صنعتی آلمان در حال سرمایهگذاری بیشتر در چین هستند و در عین حال ظرفیت خود را در کشورهای دیگر نیز افزایش میدهند. واردات آلمان به ویتنام و سایر بازارهای آسهآن در برخی از دستههای محصولات مانند PCB، منسوجات و مونتاژ لوازم الکترونیکی در حال افزایش است. این تغییر در کالاهای صنعتی که به پول زیادی نیاز دارند، به طور قابل توجهی کندتر است.
Q: کدام کشورها مناسبترین جایگزینهای چین+۱ برای خریداران اروپایی هستند؟
A: ویتنام به دلیل هزینههای پایین و زیرساختهای موجود سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) بهترین مکان برای مونتاژ قطعات الکترونیکی و نساجی است. هند در ساخت دارو و سختافزار کامپیوتر در حال پیشرفت است. نیمههادیها نقطه قوت مالزی هستند. تایلند مکان خوبی برای تهیه قطعات خودرو است. تصمیم مناسب تا حد زیادی به نوع محصول و میزان بلوغ زنجیره تأمین در هر منطقه بستگی دارد.
Q: «خستگی ناشی از تنوع» در میان شرکتهای آلمانی چیست؟
A: برخی از مدیران آلمانی که بازارهای دیگر را بررسی کردند به این نتیجه رسیدند که هیچ کشور دیگری ترکیبی از هزینههای پایین، اکوسیستم صنعتی قوی، لجستیک قابل اعتماد و مقیاس بزرگ مانند چین ندارد. برخی افراد مجبور شدهاند از اهداف خود برای تنوعبخشی دست بکشند، به خصوص در مورد قطعات تولیدی پیچیده که جایگزینها هنوز نمیتوانند با استانداردهای کیفیت یا حجم مطابقت داشته باشند.
Q: چگونه شرکت حمل و نقل Topway میتواند از شرکتهایی که لجستیک China+1 را مدیریت میکنند، پشتیبانی کند؟
A: شرکت حمل و نقل تاپوی خدمات لجستیکی کاملی از جمله حمل و نقل در مرحله اول، ترخیص از گمرک، انبارداری در خارج از کشور و تحویل در مرحله آخر ارائه میدهد. تاپوی شریک خوبی برای سازمانهایی است که زنجیرههای تأمین آنها از چین و سایر بازارها میآید، زیرا تجربه زیادی در زمینه لجستیک چین دارد و گزینههای انعطافپذیری برای حمل و نقل دریایی FCL/LCL ارائه میدهد.